وصيت داريوش بزرگ به پسرش

بهار می رسد، اما ز گل نشانش نیست
آنچه انسانها را از پای در می آورد
رنجها و سرنوشت نا مطلوبشان نیست
بلکه بی معنا شدن زندگی است که مصیبت بار است
و معنا تنها در لذت و شادمانی نیست
بلکه در رنج و مرگ هم میتوان معنایی یافت.
دکتر ویکتور فرانکل
یادمان باشد به دل کوزه 
که به آن سنگ شکست
بستی از روی محبت بزنیم
تا اگر آب در آن سینه پاکش ریزد
آبرویش نرود
یادمان باشد
فردا ناز گل را بکشیم
حق به شب بو بدهیم
و نخندیم دگر به ترکهای دل هر گلدان
و به انگشت" نخی" خواهیم بست.
تا فراموش نگردد فردا
زندگی شیرین است
زندگی باید کرد
بدانیم که شبی خواهیم رفت
و شبی هست مرا
که نباشد پس از آن فردایی.
نامهای به خدا!
يک روز کارمند پستی که به نامههایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی میکرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامهای به خدا !
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود:
خدای عزیزم بیوه زنی ۸۳ ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی میگذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.
این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج میکردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کردهام، اما بدون آن پول چیزی نمیتوانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم . تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن ...
کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان ۹۶ دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند ...
همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت، تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود: نامهای به خدا !
همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود :
خدای عزیزم، چگونه میتوانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی ... البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشتهاند!
گاهی لیوان را زمین بگذار
دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری زندگی همین است!
حکایت تله موش
روشهاي شاد زيستن
آیـا واقعاً شاد هستید؟ آیا می دانید معنی واقعی شادی چیست وبرای رسیدن به آن چه راه هایی را باید پیمود؟ این پرسش هـا تـوسـط کـسـانــی پرسـيـده مي شونـد کـه بـراستی دنبال شادی و خـوشبـخـتـی بـاشند. اگر می خواهید شاد باشید، بـاید باور کنید که می توانید و توانایی رسیدن به
آن را دارید. برخی افراد اشتباه می کنند چون تصور میکنند که شایسته شادی و خوشبختی نیستند و بدبختی و ناراحتی خود را به عنوان سرنوشت خود قلمداد میکنند. حقیقت مطلب این است که خوشبختی نیز مثل سایر چیزها در زندگی باید به دست آورده شود. در اینجا نکاتی آورده ام که به شما برای ایجاد شادی در زندگیتان کمک خواهد کرد.
1- ببینید چه چیز باعث شادی و خوشحالی شما می شود. هرکس برای شاد بودن و شاد زیستن به چیزهایی خاص نیازمند است و آنچه باعث شادی یک نفر می شود ممکن است برای دیگری متفاوت باشد. شخصیت خودتان را کشف کنید. و نگران نباشید که مبادا نیازهای شما برای رسیدن به شادی با اطرافیانتان متفاوت باشد.
2- برای رسیدن به اهدافی که تصور میکنید باعث شادی شما می شود، نقشه بکشید. وقتی به دنبال دستیابی به اهدافتان باشید، وضعیت روحیتان نیز بهبود می بخشد، چون آنوقت در مورد خودتان احساس بهتری پیدا میکنید.
3- اطراف خود را با آدم های شاد و سر زنده پر کنید. وقتی اطرافیانتان افرادی بدبین و ناراحت باشند، شما نیز خواه ناخواه به این وضعیت مبتلا خواهید شد. برعکس اگر اطرافتان پر از آدم های سر زنده و خوشحال باشد، روحیه ی شاد آنها در شما نیز تاثیر خواهد کرد.
4- وقتی اتفاق بدی برایتان می افتد، به جای متاسف شدن، به دنبال راه چاره ای برای آن باشید. افرادی که واقعاً شاد هستند، اجازه نمی دهند تا اتفاقات بد در روحیه ی آنها تاثیر کند، چون می دانند که با کمی فکر و تلاش خواهند توانست موقعیت را دوباره موافق حالشان شود.
5- چند دقیقه در روز درمورد چیزهایی که باعث خوشحالیتان می شود فکر کنید. این چند دقیقه به شما فرصت می دهد تا به چیزهای مثبت در زندگیتان متمرکز شوید و باعث شادیتان خواهد شد.
7- در همه ی موقعیت ها در پی شوخی و خنده باشید. درست است که در مواقعی خاص باید جدیت خود را حفظ کنید، اما در موقعیت هایی که فکر میکنید ممکن است باعث ناراحتیتان شود، شوخ طبعی چاره ی کار است.
8- حفظ سلامتیتان یکی دیگر از راه های رسیدن به شادی است. داشتن اضافه وزن یا نخوردن غذاهای مغذی تاثیری منفی بر روحیه ی شما خواهد داشت. همچنین ورزش باعث آزاد شدن اندورفین می شود که میگویند باعث شادی می شود.
9- در آخر، باید بفمید که شما شایسته ی شادی هستید. آندسته از افرادی که تصور می کنند لیاقت رسیدن به خوشبختی و خوشحالی را ندارند، ناخودآگاه تلاش برای رسیدن به شادی و خوشبختی خود را خراب می کنند. هر روز به خودتان بگویید که شما شایسته ی خوشبختی هستید و با خود قدم هایی را که باید برای رسیدن به خوشبختی بردارید را یادآور شوید.
تعریف خوشبختی دشوار است، اما افراد معمولاً می توانند بفهمند که شاد و خوشبخت هستند یا خیر. افراد زیادی تصور می کنند که خوشبختی نوعی شانس است و سرنوشت این بوده که بعضی مردم خوشبخت شوند و بعضی دیگر بدبخت. این نکات ممکن است که کوچک به نظر برسند، اما برای رسیدن به موفقیت، قدم هایی اساسی هستند.
زندگی را به تمامی زندگی کن
در دنیا زندگی کن بی آنکه جزیی از آن باشی.
همچون نیلوفری باش در اب
زندگی در آب،بدون تماس با آب!
زندگی به موسیقی نزدیک تر است تا به ریاضیات
ریاضیات به ذهن وابسته است
و زندگی در ضربان قلبت ابراز وجود می کند!
زندگی سخت ساده است!
خطرکن!
وارد بازی شو!
چه چیزی از دست می دهی؟
با دستهای تهی آماده ایم،
و با دست های تهی خواهیم رفت.
نه،چیزی نیست که از دست بدهیم،
فرصتی بسیار کوتاه به ما داده اند،
تا سرزنده باشیم،
تا ترانه ای زیبا بخوانیم،
و فرصت به پایان خواهد رسید.
اری این گونه است که هر لحظه غنیمتی است!
مرگ تنها برای کسانی زیباست که
زیبا زندگی کرده اند
از زندگی نهراسیده اند
شهامت زندگی کردن را داشنه اند
کسانی که عشق ورزیده اند
دست افشانده اند
و زندگی را جشن گرفته اند
پس
هر لحظه را به گونه ای زندگی کن
که گویی واپسین لحظه است
و کسی چه می داند؟
شاید آخرین لحظه باشد!
( اوشو )
شریعتی
در نهان ، به آناني دل مي بنديم كه دوستمان ندارند.
و در آشكارا از آناني كه دوستمان دارند، غافليم!
شايد اين است دليل تنهايي ما!!!!

سهراب سپهری
روزی خواهم آمد
و پیامی خواهم آورد.
در رگ ها نور خواهم ریخت.
و صدا خواهم در داد: ای سبدهاتان پر خواب!
سیب آوردم، سیب سرخ خورشید.
خواهم آمد، گل یاسی به گدا خواهم داد.
زن زیبای جذامی را، گوشواری دیگر خواهم بخشید.
کور را خواهم گفت: چه تماشا دارد باغ!
دوره گردی خواهم شد، کوچه ها را خواهم گشت.
جار خواهم زد: آی شبنم، شبنم، شبنم!
رهگذاری خواهد گفت: راستی را شب تاریکی است.
کهکشانی خواهم دادش.
روی پل دخترکی بی پاست، دب اکبر را بر گردن او خواهم آویخت.
هر چه دشنام از لب ها خواهم برچید.
هر چه دیوار، از جا خواهم بر کند.
رهزنان را خواهم گفت: کاروانی آمد بارش لبخند!
ابر را، پاره خواهم کرد.
من گره خواهم زد، چشمان را با خورشید
دل ها را با عشق، سایه ها را با آب، شاخه ها را با باد.
و به هم خواهم پیوست، خواب کودک را با زمزمه ی زنجره ها.
بادبادک ها، به هوا خواهم برد.
گلدان ها آب خواهم داد.
خواهم آمد، پیش اسبان، گاوان، علف سبز نوازش خواهم ریخت.
مادیانی تشنه، سطل شبنم را خواهم آورد.
خواهم آمد سر هر دیواری، میخکی خواهم کاشت.
پای هر پنجره ای، شعری خواهم خواند.
هر کلاغی را، کاجی خواهم داد.
مار را خواهم گفت: چه شکوهی دارد غوک!
آشتی خواهم داد.
آشنا خواهم کرد.
راه خواهم رفت.
نور خواهم خورد.
دوست خواهم داشت!
بوی باران
بوی سبزه
بوی خاک
شاخه های شسته
باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ های سبز بید
عطر نرگس
رقص باد
نغمه ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگــار
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتــاب
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم مسازد آفتاب
ای دریغ از ما دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
یک لحظه صبر
هر روز برای ما مانند جدالی برای زنده ماندن است. ما دارای خانواده، دوست و شغل هستیم که مسئولیت مستقیمشان با ماست. این چیز ها به ما «وابسته اند» به تمامی آنها باید هر روز رسیدگی کنیم.
اما صبر کنید! متوقف شوید و یک نفس عمیق بکشید.
تنها چند ثانیه طلایی برای خود خلق کنید.
چند راهکار وجود دارد تا دوباره احساس شادی را به وجودتان بازگردانید.
▪ به دوستی که فرصت ملاقاتش را ندارید، یک ایمیل بزنید.
▪ به عزیزترین فرد زندگیتان تنها یک پیامک بزنید. با این مضمون: «دوستت دارم»
ببینید چه احساس قشنگی وجود تان را فرا می گیرد.
▪ برای یک ثانیه به یاد نعمت هایی که در زندگی دارید بیفتید و خدا را به خاطر آنها شکر کنید. ما معمولاً به خودمان فرصتی برای پرداختن به این چیز های کوچک نمی دهیم، اما می دانید مسأله چیست زندگی کوتاه است، خیلی کوتاه. آنقدر که به سادگی در زمان هایی که مشغول هستید از لابه لای انگشتان شما سر می خورد و از دست می رود.
همیشه صورت حساب هایی برای پرداخت، شکم هایی برای سیرکردن، لباس هایی برای شستن و شیشه هایی برای تمیز کردن هست و ممکن است کسی هرگز به شما یادآوری نکند که فرصت برای گوش سپردن به خود، خندیدن و عشق ورزیدن چقدر کم است. از شما می خواهم تنها از همین لحظه استفاده کنید و به خاطر بسپارید شما مردی بی نظیر و بی جایگزین در کل کائنات هستید.
مانند شما، نه در دنیا بوده و نه در آینده خواهد بود. به شاهکاری که قرار است با دستان شما و با وجودتان در دنیا خلق شود فکر کنید. شما اشتباهی به دنیا نیامده اید. کاری برای انجام دادن وجود دارد. کاری برای خود و برای دنیا.
خودتان را دست کم نگیرید! تحت هیچ شرایطی...
چنان زندگی کنید که ارزش دارد
آماده هستید یا نه، یک روز بالاخره همه چیز به پایان میرسد. در آن روز، آفتابی برای شما طلوع نمیکند، ثانیهها، دقیقهها و روزهایی برای شما باقی نمیماند. تمام آنچه در طول زندگی جمع کردهاید، اگر ارزشمند بودهاند یا فراموش شده و یا به کسان دیگری داده میشود.
ثروت، شهرت و توان شما از دست میروند. دیگر مهم نیست که شما چه دارید و یا چه چیزهایی طلب کارید. بیزاری، خشم، ناامیدی و حسادت سرانجام ناپدید میشود. همینطور امیدها، جاهطلبی، نقشههایی که کشیدهاید و فهرستهای «آنچه باید بکنم»، اعتباری نخواهند داشت. پیروزیها و شکستهایی که به نظر بسیار مهم میآمدند، ناپدید خواهند شد. دیگر مهم نیست که شما اهل کجا هستید یا اینکه در کدام منطقه زندگی میکنید. مهم نیست که شما زیبا هستید یا زشت، مرد هستید یا زن، حتی پوست و نژاد شما مهم نیست. پس در این لحظه باید براساس چه چیزهایی زندگیمان و ارزش آن را ارزیابی کنیم؟ چه چیزهایی واقعا اهمیت دارند؟
آنچه در این زمان مهم است، ساختههای شماست نه آنچه خریدهاید. بخششهای شماست نه آنچه دریافت کردهاید. آنچه آموختهاید مهم نیست، آنچه به آن عمل کردهاید، اهمیت دارد. موفقیتهای شما مهم نیستند، تبعات آنها در زندگی مردم و مفهومی که در زندگی شما جاری کردهاند، مهم هستند. آنچه شما با صداقت، مهربانی، شجاعت و فداکاری انجام دادهاید تا به دیگران غنایی بخشیده باشد، آنها را توانمند کرده باشد و به آنها دلگرمی خوب زیستن را هدیه کرده باشد، اهمیت واقعی دارند. تعداد کسانی که شما را میشناسند، مهم نیستند. آنچه مهم است، کسانی است که از نبودن شما احساس دلتنگی خواهند کرد. خاطرههای شما مهم نیستند بلکه خاطراتی اهمیت دارند که دیگران از شما در دل خود حفظ خواهند کرد. اینکه چه کسانی، تا چه زمانی و به چه دلایلی شما را به یاد خواهند آورد، مهم است و چنین زندگانی، اتفاقی نیست که تصادفی صورت پذیرد بلکه به دقت انتخاب میشود؛ انتخابی که برعهده شماست. آن زندگی را انتخاب کنید که ارزش آن را دارید.
ساده رنگ

آسمان آبي تر
آب آبي تر
من درايوانم رعنا سر حوض
رخت مي شويد رعنا
برگ ها مي ريزد
مادرم صبحي مي گفت : موسم دلگيري است
من به او گفتم : زندگاني سيبي است ‚ گاز بايد زد با پوست
زن همسايه در پنجره اش تور مي بافد مي خواند
من ودا مي خوانم گاهي نيز
طرح مي ريزم سنگي ‚ مرغي ‚ ابري
آفتابي يكدست
سارها آمده اند
تازه لادن ها پيدا شده اند
من اناري را مي كنم دانه به دل مي گويم
خوب بود اين مردم دانه هاي دلشان پيدا بود
مي پرد در چشمم آب انار : اشك مي ريزم
مادرم مي خندد
رعنا هم.
سهراب سپهری
مدیریت انرژی فردی
انسان بمنظور تفکر کردن، انجام کار، تصمیم گیری، اداره امور و هر گونه فعالیتی به انرژی نیاز دارد. انرژی جسمی، ذهنی و هیجانی به منزله سوختی میباشند که قدرت خلاقه، اندیشیدن و عمل کردن انسان را به حرکت وا میدارند. بنابراین با مدیریت انرژی و استفاده بهینه از انرژی درونی، میتوانید راندمان و بهره وری خود را ارتقا بخشید. اما در این میان عوامل فراوانی وجود دارند که سبب تخلیه انرژی شما گشته و در واقع انرژی شما را هدر میدهند. تخلیه گرهای انرژی ظرفیت عملکرد شما را کاهش داده و انگیزه و الهامات، که تعیین کننده یک زندگی کامل و متعادل است، را از شما سلب میکنند. با شناسایی و حذف این تخلیه گرها خواهید دید که خستگی، رخوت و کسالت از زندگی روزمره شما رخت بر بسته و سرشار از انرژی و طراوت خواهید شد. بهتر است انرژی خود را صرف مسائل مهمتر، اساسی تر و والاتر زندگی کنید تا آن را تلف مسایل پیش پا افتاده.
آدمی دو قلب دارد
قلبی که از بودن آن با خبر است و قلبی که از حضورش بی خبر
قلبی که از آن با خبر است همان قلبی ست که در سینه می تپد
همان که گاهی می شکند
گاهی می گیرد و گاهی می سوزد
گاهی سنگ می شود و سخت و سیاه
و گاهی هم از دست می رود
با این دل است که عاشق می شویم
با این دل است که دعا می کنیم
با همین دل است که نفرین می کنیم
و گاهی وقت ها هم کینه می ورزیم
اما قلب دیگری هم هست.........!!
.قلبی که از بودنش بی خبریم
این قلب اما در سینه جا نمی شود
و به جای اینکه بتپد.....می وزد و می بارد و می گردد و می تابد
این قلب نه می شکند نه میسوزد و نه می گیرد
سیاه و سنگ هم نمی شود
از دست هم نمی رود
زلال است و جاری
مثل رود و نسیم
و آنقدر سبک است که هیچ وقت هیچ جا نمی ماند
بالا می رود و بالا می رود و بین زمین و ملکوت می رقصد
این همان قلب است که وقتی تو نفرین می کنی او دعا می کند
وقتی تو بد می گویی و بیزاری او عشق می ورزد
وقتی تو می رنجی او می بخشد...
این قلب کار خودش را می کند
نه به احساست کاری دارد نه به تعلقات
نه به آنچه می گویی نه به آنچه می خواهی
و آدمها به خاطر همین دوست داشتنی اند
به خاطر قلب دیگرشان
به خاطر قلبی که از بودنش بی خبرند
10توصيه براي داشتن حال خوب:
1-يادبگيريدکه احساساتتان راتخليه کنيد:هرگزاحساستان راسرکوب نکنيد احساساتي که بيان شده اند ديگربه همان اندازه گذشته ناخوشايندنيستند.
2-ازمقايسه خودباديگران وتحسين ارزش هاي آنهاوتحقيرآنچه خود داريدبپرهيزيد.
3-باچندنفرکه بتوانيد روي حمايت عاطفي آنهاحساب کنيد گروه کوچکي تشکيل دهيد وميان خود هم فکري توافق ايجاد کنيد.
4-زماني رابراي بازي در نظربگيريد.
5-لبخند رافراموش نکنيد مخصوصا به خودتان به نکات مثبت دنياي اطرافتان نگاه کنيد.راحت باشيد وگاهي کارهاي "غيرعاقلانه"وکاملا غيرمنتظره انجام دهيد.
6-آرام باشيد.شما مي توانيد به وسيله کتاب هاي مختلف /نوار/برنامه هاوکلاس هاوابزار ديگرآرامش يافتن رابياموزيد.
7-ازحق انساني خود دفاع کنيد.اجازه ندهيد ديگران تحقيرتان کنند.وقتي آدمهاچنين مي کنند معني اش اين است که ازشما بي نقص بودن دارند واگرشما آنها راسرجايشان بنشانيد ممکن است دلخورهم شوند ولي مدنظر داشته باشيد که با احترام همواره ازحق خود دفاع کنيد هرگزآن راناديده نگيريد.
8-نه گفتن رابياموزيد.هرچه پاسخ منفي به انتظارها ودرخواست هاي نامعقول ديگران برايتان آسان تر شود احساس عزت نفستان افزايش خواهد يافت.
9-اگر در محيط کارچاي شايسته اي نداريد شغلتان را تغييردهيد.
10-به عضلاتتان ورزش بدهيد.به پياده روي برويد.اتومبيلتان رابه جاي جلوي درخانه کمي دورترمتوقف کنيد.

- اما این هم مثل بقیه
دوستان سلام :به وبلاگ من خوش امدید.سعی دارم بتوانم با یاری پروردگار گامی درجهت موفقیت شماعزیزان بردارم.