به کجا چنین شتابان؟

به کجا چنین شتابان؟ گون از نسیم پرسید

دل من گرفته زینجا ، هوس سفر نداری ز غبار این بیابان؟

همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم ، به کجا چنین شتابان؟

به هر آن کجا که باشد بجز این سرا سرایم

سفرت به خیر اما ، تو و دوستی خدا را

چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی

به شکوفه ها به باران  برسان سلام ما را...

خانه ام آنجاست...

 

آنسوی گستره ی درياها

آنجا كه آفتاب در آغوش آب

به خواب رفته است

آنجا كه پرندگان سپيد

آبی آسمان را منتشر می كنند

و هلهله كنان باز می گردند

درست در جزيره ای دور

كه در حريره ی گياه شنا می كند

خانه ام آنجاست...

عید مبعث مبارک

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

دل رمیده ی ما را انیس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

به غمزه مساله آموز صد مدرس شد

 

هر لحظه از زندگی درسی است برای آینده بهتر

 اخرین درس معلم:

لازم نیست آن را یادداشت کنید. بگذارید قبلش از خود شما بپرسم؛بچه‌ها! فکر می‌کنید ارزش یک انسان چگونه معلوم می‌شود؟.
یکی پاسخ داد: ارزش یک انسان به چیزهایی است که دارد.
معلم لبخندی زد و گفت:
روی زمین چیزی مهم‌تر از انسان نیست. پس نمی توان ارزشش را برمبنای چیزی کم ارزش‌تر از خودش سنجید. ارزش انسان را نمی‌توان با داشته‌هایش اندازه گرفت. یکی از انتهای کلاس بلند شد و گفت:
ارزش یک انسان به بزرگی کارهایی است که انجام داده!
 معلم گفت: آنچه والا بودن یک فرد را ثابت می کند کرده‌های او نیست؛
چون بیخ و بن آن‌ها معلوم نیست.
آدم‌ها گاهی کارهای بزرگی انجام می‌دهند اما با اهدافی حقیر.
و گاهی کارهای کوچکی انجام می‌دهند اما با نیّتی متعالی.
آنگاه معلم خود پاسخ گفت:
ارزش یک انسان به نداشته‌های اوست.
بچه‌ها تعجّب کردند.
یکی گفت: پس من از همه با ارزش‌ترم چون چیزی ندارم؛ حتی کفش‌هایم هم برای خودم نیست!
همه خندیدند.
معلم ادامه داد:
ارزش یک انسان به چیزهایی است که ندارد اما برای به‌دست آوردن آن‌ها تلاش می‌کند.
ارزش یک انسان به چیزهایی است که ندارد اما می خواهد و می‌جوید.
اگر شما به فکر دست یافتن به یک خانه رویایی بزرگ هستید ارزش شما همان خانه است.
و اگر دست یافتن به یک دوچرخه، یک موتور یا یک ماشین شیک را در سر می پرورانید ،   
شما به اندازۀهمان خواسته ارزشمندید اما اگر در جستجوی شادی خانواده و محله و جامعۀ خود هستید، ارزش شما
بسیار بالاتر خواهد رفت و اگر در جستجوی خداوند باشید شما ارزشمندترین خواهید بود.
یادتان نرود:
   هر چیز که در جستن آنی، آنی

گاهی بخوان زدفتر شعرم ترانه ام

بنگر که غم به وادی مرگم کشانده است.

تنها مرا به تشنه طوفان من مبین

ای بس حدیث تلخ که ناگفته مانده است.

گفتم: زسرنوشت بیندیش و آسمان

گفتی: غمین مباش که آن کور و این کر است!

دیدی که آسمان کر و سرنوشت کور

صدها هزار مرتبه از ما قوی تر است؟

طبق تحقيقات افرادي که خانه‌هاي به هم ريخته و آشفته دارند نمي‌توانند شغل مناسب خود را بيابند و در ارتباطات اجتماعي خود موفق نيستند. پاکيزه و مرتب نگه داشتن خانه نه تنها سبب کاهش وزن مي‌شود، بلکه ميزان استرس‌هاي روزمره را هم پايين آورده و سبب افزايش سلامت و کيفيت کارها مي‌شود.

1. آشفتگي کمتر، استرس پايين‌تروقتي آشفتگي به امري معمول در يک خانه بدل مي‌شود، احساس ضعف، شکست و نااميدي را افزايش مي‌دهد. در ضمن ديدن آشفتگي بر ميزان کورتيزول يا همان هورمون استرس در بدن تاثير گذاشته و سبب افزايش ترشح آن مي‌شود. استرس سمي است که به دنبال خود پيري زودرس را به دنبال دارد و سبب تحليل رفتن تدريجي بافت‌ها و ارگان‌ها مي‌شود. در صورتي که بتوانيد ريشه آشفتگي را از خانه قطع کنيد، دچار آسيب‌هاي ناشي از استرس هم نخواهيد شد.
2. تاثير آشفتگي بر قضاوت نوع نگاهي که مردم به شما مي‌اندازند مي‌تواند بر جنبه‌هاي گوناگون زندگي شما مانند نوع شغلي که مي‌يابيد يا روابط اجتماعي‌تان تاثير بگذارد. اگر دفتر کار يا خانه يا حتي وب‌سايت شخصي شما منظم و مرتب نباشد، قضاوت مردم در مورد شما منفي خواهد بود. اين موضوع کاملا طبيعي است و مردم برحسب آنچه مي‌بينند، قضاوت مي‌کنند. طبق تحقيقات صورت گرفته افرادي که در محيط‌هاي آشفته کار يا زندگي مي‌کنند از نظر اطرافيان افراد هوشيار و حساب‌گري نيستند، در حالي که در واقعيت اين‌طور نيست و اکثرا ضريب هوشي مساوي با ديگران دارند. پس وقت را هدر ندهيد و يک بار براي هميشه تصميم بگيريد اتاق کارتان را مرتب کنيد.
3. تاثير آشفتگي بر حرکت شايد شما جزو آن دسته از افرادي باشيد که اضافه وزن دارند و براي کاهش آن تردميلي خريده و در کنار خانه گذاشته‌اند. اگر خانه شما نامرتب باشد و هميشه انبوهي از وسايل روي غلتک تردميل ريخته شده باشد، مسلما حوصله جمع کردن آنها و استفاده از تردميل را نخواهيد داشت. اگر اتاق شما هميشه مرتب باشد، تنها کافي است روي تردميل برويد و دکمه start را فشار دهيد و ورزش کنيد، اما در غير اين صورت کلي از وقت شما تنها صرف جابه‌جا کردن وسايل مي‌شود و بعد از آن شايد حوصله ورزش نداشته باشيد.
4. آشفتگي يعني احتمال افزايش ابتلا به آسم و آلرژي گرد و غباري که روي کاغذهاي باطله و روزنامه‌ها و وسايلي که يک گوشه ريخته شده‌اند، جمع مي‌شود، مي‌تواند محل مناسبي براي رشد و نمو و گسترش انواع هاگ‌ها، باکتري‌ها و ميکرارگانيسم‌ها باشد که خود مسبب آسم و آلرژي در انسان هستند. طبق تحقيقات آژانس حفاظت از محيط آمريکا گرد و غبار حاوي بسياري آلاينده‌هاي سمي از جمله سرب و آفت‌کش‌ها است. وقتي خانه‌اي مرتب باشد و هر چند وقت يکبار با کمک يک دستمال مرطوب يا جاروبرقي مناسب گرد و غبار و خاک فرش و کف زمين گرفته شود، ديگر امکان رشدي براي قارچ، هاگ و انواع باکتري‌ها نمي‌ماند. منبع: ريدرزدايجست

4دليل جالب براي مرتب کردن خانه

طبق تحقيقات افرادي که خانه‌هاي به هم ريخته و آشفته دارند نمي‌توانند شغل مناسب خود را بيابند و در ارتباطات اجتماعي خود موفق نيستند. پاکيزه و مرتب نگه داشتن خانه نه تنها سبب کاهش وزن مي‌شود، بلکه ميزان استرس‌هاي روزمره را هم پايين آورده و سبب افزايش سلامت و کيفيت کارها مي‌شود.

1. آشفتگي کمتر، استرس پايين‌تروقتي آشفتگي به امري معمول در يک خانه بدل مي‌شود، احساس ضعف، شکست و نااميدي را افزايش مي‌دهد. در ضمن ديدن آشفتگي بر ميزان کورتيزول يا همان هورمون استرس در بدن تاثير گذاشته و سبب افزايش ترشح آن مي‌شود. استرس سمي است که به دنبال خود پيري زودرس را به دنبال دارد و سبب تحليل رفتن تدريجي بافت‌ها و ارگان‌ها مي‌شود. در صورتي که بتوانيد ريشه آشفتگي را از خانه قطع کنيد، دچار آسيب‌هاي ناشي از استرس هم نخواهيد شد.
2. تاثير آشفتگي بر قضاوت نوع نگاهي که مردم به شما مي‌اندازند مي‌تواند بر جنبه‌هاي گوناگون زندگي شما مانند نوع شغلي که مي‌يابيد يا روابط اجتماعي‌تان تاثير بگذارد. اگر دفتر کار يا خانه يا حتي وب‌سايت شخصي شما منظم و مرتب نباشد، قضاوت مردم در مورد شما منفي خواهد بود. اين موضوع کاملا طبيعي است و مردم برحسب آنچه مي‌بينند، قضاوت مي‌کنند. طبق تحقيقات صورت گرفته افرادي که در محيط‌هاي آشفته کار يا زندگي مي‌کنند از نظر اطرافيان افراد هوشيار و حساب‌گري نيستند، در حالي که در واقعيت اين‌طور نيست و اکثرا ضريب هوشي مساوي با ديگران دارند. پس وقت را هدر ندهيد و يک بار براي هميشه تصميم بگيريد اتاق کارتان را مرتب کنيد.
3. تاثير آشفتگي بر حرکت شايد شما جزو آن دسته از افرادي باشيد که اضافه وزن دارند و براي کاهش آن تردميلي خريده و در کنار خانه گذاشته‌اند. اگر خانه شما نامرتب باشد و هميشه انبوهي از وسايل روي غلتک تردميل ريخته شده باشد، مسلما حوصله جمع کردن آنها و استفاده از تردميل را نخواهيد داشت. اگر اتاق شما هميشه مرتب باشد، تنها کافي است روي تردميل برويد و دکمه start را فشار دهيد و ورزش کنيد، اما در غير اين صورت کلي از وقت شما تنها صرف جابه‌جا کردن وسايل مي‌شود و بعد از آن شايد حوصله ورزش نداشته باشيد.
4. آشفتگي يعني احتمال افزايش ابتلا به آسم و آلرژي گرد و غباري که روي کاغذهاي باطله و روزنامه‌ها و وسايلي که يک گوشه ريخته شده‌اند، جمع مي‌شود، مي‌تواند محل مناسبي براي رشد و نمو و گسترش انواع هاگ‌ها، باکتري‌ها و ميکرارگانيسم‌ها باشد که خود مسبب آسم و آلرژي در انسان هستند. طبق تحقيقات آژانس حفاظت از محيط آمريکا گرد و غبار حاوي بسياري آلاينده‌هاي سمي از جمله سرب و آفت‌کش‌ها است. وقتي خانه‌اي مرتب باشد و هر چند وقت يکبار با کمک يک دستمال مرطوب يا جاروبرقي مناسب گرد و غبار و خاک فرش و کف زمين گرفته شود، ديگر امکان رشدي براي قارچ، هاگ و انواع باکتري‌ها نمي‌ماند. منبع: ريدرزدايجست

سایه خوشبختی

همان طور که میدانید هر چیزی یک سایه دارد، سایه ی بعضی چیز ها دیدنی است مثل سایه اشیا، حیوانات و حتی انسان، اما سایه خیلی چیز ها دیدنی نیست، مثل سایه ی اهداف.آره درسته سایه اهداف! باور کن اهداف نیز سایه دارند اما سایه ی نامرئی!

 سایه را چکونه تعریف کنیم؟ سایه یعنی تصویر بی جان و حقیقی، چیزی که بی رنگ وبی وزن است و در ضمن فضایی را هم اشغال نمی کند، اما دائما و در هر شرایطی در حال تعقیب اصل خودش است.

 سایه ی پشتکار و همت موفقیت است! یعنی هر جا همت و پشتکار هست، موفقیت نیز حظور دارد!

سایه ی وجدان آرامش است، آنجا که وجدان بیدار است آرامش نیز حضور دارد!

 سایه ی عشق، خوشبختی است هر جا که عاشقانه به زندگی، هر آنچه حکمت کائنات است بنگریم سایه ی خوشبختی در کنار ما خواهد بود!

فراموش نکنیم که چه بخواهیم وچه نخواهیم مرگ سایه تولد است وقتی تولدی رخ می دهد سایه مرگ نیزظاهر خواهد شد!

نمیتوان از سایه فرار کرد، نمی توان از سایه غافل شد، «حقیقت» سایه زیبایی است و دروغ، سایه زشتی ها! و خداوند همچون سایه همیشه با ماست زیرا خداوند سایه عشق و حقیقت است!

کلمات

پر معنی ترین کلمه" ما" است...آن را بکار ببند
عمیق ترین کلمه "عشق" است... به آن ارج بنه
بی رحم ترین کلمه" تنفر" است...از بین ببرش
سرکش ترین کلمه" هوس" است...بآ آن بازی نکن

خود خواهانه ترین کلمه" من" است...از ان حذر کن
ناپایدارترین کلمه "خشم" است...ان را فرو ببر
بازدارترین کلمه "ترس"است...با آن مقابله کن
با نشاط ترین کلمه "کار"است... به آن بپرداز.
پوچ ترین کلمه "طمع"است... آن را بکش.
سازنده ترین کلمه "صبر"است... برای داشتنش دعا کن.
روشن ترین کلمه "امید" است... به آن امیدوار باش.
ضعیف ترین کلمه "حسرت"است... آن را نخور.
تواناترین کلمه "دانش"است... آن را فراگیر.
محکم ترین کلمه "پشتکار"است...آن را داشته باش.
سمی ترین کلمه "غرور"است... بشکنش.
سست ترین کلمه "شانس"است... به امید آن نباش.
شایع ترین کلمه "شهرت"است... دنبالش نرو.
لطیف ترین کلمه "لبخند"است...آن را حفظ کن.
حسرت انگیز ترین کلمه "حسادت"است... از آن فاصله بگیر.
ضروری ترین کلمه "تفاهم"است... آن را ایجاد کن.
سالم ترین کلمه "سلامتی"است... به آن اهمیت بده.
اصلی ترین کلمه "اطمینان"است... به آن اعتماد کن.
بی احساس ترین کلمه "بی تفاوتی"است... مراقب آن باش.
دوستانه ترین کلمه "رفاقت"است... از آن سوءاستفاده نکن.

زیباترین کلمه "راستی"است... با ان روراست باش.
زشت ترین کلمه "دورویی"است... یک رنگ باش.
ویرانگرترین کلمه "تمسخر"است... دوست داری با تو چنین کنند؟
موقرترین کلمه "احترام"است... برایش ارزش قایل شو.
آرام ترین کلمه "آرامش"است... به آن برس.
عاقلانه ترین کلمه "احتیاط"است... حواست را جمع کن.
دست و پاگیرترین کلمه "محدودیت"است... اجازه نده مانع پیشرفتت بشود.
سخت ترین کلمه "غیرممکن"است... وجود ندارد.
مخرب ترین کلمه "شتابزدگی"است...مواظب پلهای پشت سرت باش.
تاریک ترین کلمه "نادانی"است...آن را با نور علم روشن کن.
کشنده ترین کلمه "اضطراب"است...آن را نادیده بگیر.
صبورترین کلمه "انتظار"است... منتظرش باش.
بی ارزش ترین کلمه "انتقام"است... بگذاروبگذر.
ارزشمندترین کلمه "بخشش"است... سعی خود را بکن.
قشنگ ترین کلمه "خوشروئی"آست... راز زیبائی در آن نهفته است.
تمیزترین کلمه "پاکیزگی"است... اصلا سخت نیست.
رساترین کلمه "وفاداری"است... سر عهدت بمان.
تنهاترین کلمه "گوشه گیری"است...بدان که همیشه جمع بهتر از فرد بوده.
محرک ترین کلمه "هدفمندی"است... زندگی بدون هدف روی آب است.

.... و هدفمندترین کلمه "موفقیت"است... پس پیش به سوی آن

نه تو میمانی نه اندوه

و نه هیچ یک از مردم این آبادی

به حباب نگران لب یک رود قسم

و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت

غصه هم خواهد رفت

آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند

لحظه ها عریانند

به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز

خدایا!به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم برای اینکه هرکس آنچنان می میرد که زندگی کردده است.

 

زندگی

زندگی یک آرزوي دور نيست؛

زندگي يک جست و جوي کور نيست

زيستن در پيله پروانه چيست؟

زندگي کن ؛ زندگي افسانه نيست

گوش کن ! دريا صدايت ميزند؛

هرچه ناپيدا صدايت ميزند

جنگل خاموش ميداند تو را؛

با صدايي سبز ميخواند تو را

زير باران آتشي در جان توست؛

قمري تنها پي دستان توست

پيله پروانه از دنيا جداست؛

زندگي يک مقصد بي انتهاست

هيچ جايي انتهاي راه نيست؛

اين تمامش ماجراي زندگيست
...

چه کســی میــــداند که تو در پیــله تنــهایی خود تنهایی ؟

چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی ؟

پیله ات را بگشا ،
 
تو به انــدازه ی یک پروانه
زیبایی
 
.
.....................................................................................
بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می زند

پس رونده باش

امید هیچ معجزه ای ز مرده نیست

پس زنده باش

 ................................................................................

اگر همه مشکلات مثل هم بودند

                   تصمیم گیری یک علم بود

                                               نه یک هنر!

 

نصیحت


 ۱-با خودت صادق باش و نگران نباش كه ديگران در باره ات چه فكر می كنند

  ۲- حتی گردابی ازافكار نارحت كننده با شوخ طبعی و خنده های ازته دل از بين خواهد رفت.

 ۳- اگر ميخواهی مشكلات خودت حل شوند به دل های دردمند ديگران تسلی و آرامش بده .

 ۴- بگذار لبخند در قلبت بارور شود و از دريچه چشم هايت به دنيا بتابد.

 ۵- هنگامی كه وسوسه می شوی تا حرف های كنايه آميز و نيشدار به ديگران بزنی يادت باشد كه فلفل زيادی  طعم غذا را خراب می كند.

 ۶- كلمات نسنجيده ، دوستی های باارزشی را تباه كرده اند اما مهربانی هيچ چيز را خراب نمی كند، اجازه بده ديگران   هر طور مايلند ،  پيش بروند.

 ۷- ظرفيت عشق وجودت را با دوست داشتن همه انسان ها و زندگی افزايش بده

درسهايي از چارلی چاپلین

 

اموخته ام که:
با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه، رختخواب خريد ولي خواب نه، ساعت خريد ولي زمان نه، مي توان مقام خريد
ولي احترام نه، مي توان کتاب خريد ولي دانش نه، دارو خريد ولي سلامتي نه، خانه خريد ولي زندگي نه و بالاخره ، مي توان قلب
خريد، ولي عشق را نه.

آموخته ام ... که تنها کسي که مرا در زندگي شاد مي کند کسي است که به من مي گويد: تو مرا شاد کردي
آموخته ام ... که مهربان بودن، بسيار مهم تر از درست بودن است
آموخته ام ... که هرگز نبايد به هديه اي از طرف کودکي، نه گفت
آموخته ام ... که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمک کردنش نيستم دعا کنم
آموخته ام ... که مهم نيست که زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد، همه ما احتياج به دوستي داريم که لحظه اي با وي
به دور از جدي بودن باشيم
آموخته ام ... که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد، فقط دستي است براي گرفتن دست او، و قلبي است براي فهميدن وي
آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در يک شب تابستاني در کودکي، شگفت انگيزترين چيز در بزرگسالي است
آموخته ام ... که زندگي مثل يک دستمال لوله اي است، هر چه به انتهايش نزديکتر مي شويم سريعتر حرکت مي کند
آموخته ام ... که پول شخصيت نمي خرد
آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي مي کند
آموخته ام ... که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد. پس چه چيز باعث شد که من بينديشم مي توانم همه چيز را در يک روز به
دست بياورم
آموخته ام ... که چشم پوشي از حقايق، آنها را تغيير نمي دهد
آموخته ام ... که اين عشق است که زخمها را شفا مي دهد نه زمان
آموخته ام ... که وقتي با کسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي جدي از سوي ما را دارد
آموخته ام ... که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشق بشويم
آموخته ام ... که زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم
آموخته ام ... که فرصتها هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد
آموخته ام ... که آرزويم اين است که قبل از مرگ مادرم يکبار به او بيشتر بگويم دوستش دارم
آموخته ام ... که لبخند ارزانترين راهي است که مي شود با آن، نگاه را وسعت داد

روزگار گفت :

عمرت را به بهای دنیا بفروش !


گفتم : نفروشم ....


اندک اندک آنرا گرفت

بی آنکه بهای آن را بپردازد

دریا

به پیش روی من، تا چشم یاری می کند، دریاست

چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست
در این ساحل که من افتاده ام خاموش
غمم دریا، دلم تنهاست... 
وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق هاست !
خروش موج با من می کند نجوا:
                        که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت...
                         که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت...
مرا آن دل که بر دریا زنم نیست..نیست
زپا این بند خونین بر کنم نیست

.
امید آن که جان خسته ام را

                            به آن نا دیده ساحل افکنم نیست..!

 

من تو را دوست دارم

به شکوه و اعجاز هستي و جهان پيرامون خود نگاهي بياندازيد. همه جا را غرق در زيبايي خواهيد ديد. اين زيبايي ها عشق درون شما را صدا مي زنند و فرا مي خوانند . شکوه و جلال جهان هستي را نظاره کنيد و شکوه و جلال خود را به ياد آوريد . هرگاه به خود اجازه دهيد تا هستي و آفرينش را با تمامي شکوه و عظمت آن حقيقتا نظاره کنيد، آن گاه به قطعيت اقتدار ، زيبايي و عشق و شور زندگي در خودتان پي خواهيد برد زيرا شما نيز بخشي از همين شکوه و عظمت هستيد. گويي آفريدگار هستي به شما مي گويد : من تو را دوست دارم . من عاشق تو هستم . به همين دليل اين همه زيبايي ها را براي تو آفريده ام . باربارا دي آنجليس

اشتباه را تصحيح نکردن خود اشتباه ديگريست. کنفوسیوس


چرا عده ایی اصرار بر آن دارند که راه اشتباه را ادامه دهند؟
و عده ایی براحتی مسیر اشتباهی را که رفته اند را رها نموده به سوی درستی و نیک رفتاری باز می گردند .
انسان موجود بسیار پیچیده ایی است .
بزرگترین مشکل آن است که عده ایی رشد و ترقی خویش را در به زحمت انداختن دیگران می بینند.
کسی را می شناختم که خود مدعی بود میداند انسان حقه باز و دغل کاریست ! اما در عین حال می گفت زندگی یعنی همین !
و کسی دیگر که می گفت یاد گرفته ام مانند سگ رفتار کنم دوست دارم همه از من فرار کنند . و اگر فرار نکنند پاچه آنان را خواهم گرفت !
براستی مگر نیکی و مصلحت جویی و ملاطفت چه بدی دارد که عده ایی باز هم مسیر بد را طی می کنند .
اشتباه اشتباست !!!
نباید گذاشت ادامه یابد.
کسی را می شناختم که با اندک کاری که از طرف دیگران بر خلاف میلش انجام می شد شروع می کرد به سر و صدا و گاها بد و بیراه گفتن . تا اینکه یکبار به خاطر همین کارش چند نفر ریختن بر سرش و حسابی ادبش کردند .
همو الان چنان آرام و محجوب است که همه دوستش دارند !
چرا در زمانی که می توانست خود را براحتی و بدون آنکه کتک بخورد اصلاح نکرد ؟!
باید یاد گرفت مسیر درست را در زندگی دنبال کرد و اشتباهات و لغزش ها را کم کرد ، بقول ارد بزرگ : زندگی میدان ادامه راه اشتباه نیست هر گاه پی به ناراستی راه خود بردیم باید به ریشه و بن پاکی خویش باز گردیم ، نه آنکه با اشتباهی دیگر آن را ادامه دهیم که برآيند آن ، از دست دادن همه عمر است .

فواید لبخند زدن

۱.لبخند جذابتان مي کند.
همه ما به سمت افراديکه لبخند مي زنند کشيده مي شويم. لبخند يک کشش و جذبه فوري ايجاد مي کند. دوست داريم نسبت به آنها شناخت پيدا کنيم.

2. لبخند حال و هوايتان را تغيير مي دهد.
دفعه بعدي که احساس بي حوصلگي و ناراحتي کرديد، لبخند بزنيد. لبخند به بدن حقه مي زند.

3. لبخند مسري است.
لبخند زدن برايتان شادي مي آورد. با لبخند زدن فضاي محيط را هم شادتر مي کنيد و اطرافيان را مانند آهن ربا به سمت خود مي کشيد.

4. لبخند زدن استرس را از بين مي برد.
وقتي استرس داريد، لبخند بزنيد. با اينکار استرستان کمتر مي شود و مي توانيد براي بهبود اوضاع وارد عمل شويد.

5. لبخند زدن سيستم ايمني بدن را تقويت مي کند.
به اين دليل عملکرد ايمني بدن تقويت مي شود که شما احساس آرامش بيشتري داريد. با لبخند زدن از ابتلا به آنفولانزا و سرماخوردگي جلوگيري کنيد.

6. لبخند زدن فشارخونتان را پايين مي آورد.
وقتي لبخند مي زنيد، فشارخونتان به طرز قابل توجهي پايين مي آيد. لبخند بزنيد و خودتان امتحان کنيد.

7. لبخند زدن اندورفين، سروتونين و مسکن هاي طبيعي بدن را آزاد مي کند.
تحقيقات نشان داده است که لبخند زدن با توليد اين سه ماده در بدن باعث بهبود روحيه مي شود. مي توان گفت لبخند زدن يک داروي مسکن طبيعي است.

8. لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان مي دهد.
عضلاتي که براي لبخند زدن استفاده مي شوند صورت را بالا مي کشند. پس نيازي به کشيدن پوست صورتتان نداريد، سعي کنيد هميشه لبخند بزنيد.


9. لبخند زدن باعث مي شود موفق به نظر برسيد.
به نظر مي رسد که افراديکه لبخند مي زنند اعتماد به نفس بالاتري دارند و در کارشان بيشتر پيشرفت مي کنند.

10. لبخند زدن کمک مي کند مثبت انديش باشيد.
لبخند بزنيد. حالا سعي کنيد بدون از بين رفتن آن لبخند به يک مسئله منفي فکر کنيد. خيلي سخت است. وقتي لبخند مي زنيم بدن ما به بقيه بدن پيغام مي فرستد که "زندگي خوب پيش مي رود". پس با لبخند زدن از افسردگي، استرس و نگراني دور بمانيد.

پس....هميشه لبخند بزنيد

انسوی همه ی دلتنگیها خدایست که داشتنش جبران همه ی نداشتنهاست.

شکست وجود ندارد .... مگر از درون شکست خورده باشی.

استاد کاینات که این کارخانه ساخت 

                                            مقصودش عشق بود جهان را بهانه ساخت

بزرگترین اقیانوس ارام است پس ارام باش تا بزرگ باشی.

خوب به این عکس نگاه کنید

زندگی شوق رسیدن به همان فردایست
که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی و نه در فردایی
ظرف امروز پر از بودن توست
زندگی را دریاب


اگر پایکوبی و شادی نباشد ، جهان را ارزش زیستن نیست . ارد بزرگ

 

همه روانشناسان و جامعه شناسان متفق القولند که شادی بستر فعالیتهای مناسب شهری و اجتماعی است .
شادی می تواند پتانسیل های مثبت انسان را آزاد نموده و با خود رشد و پویشی دو چندان را سبب گردد .
آدمهای افسرده و کم بازده همه با قرار گرفتنن در محیط شاد وارد فعالیتهای اجتماعی شده و خلاقیتهای بسیاری از خود به نمایش می گذارند .
آنگاه که "اُرُد بزرگ " دانشمند و متفکر کشورمان می گویند : اگر پایکوبی و شادی نباشد ، جهان را ارزش زیستن نیست . دقیقا اشاره به همین موضوع نموده است پایکوبی و شادی موجب بالا رفتن سرعت تحرک و رشد انسانی می گردد . در جامعه شاد تولید بالا رفته و امور خدماتی نظیر مراکز رفع افسردگی و روانپزشکی ، و همچنین آمار خودکشی و طلاق به نحو چشمگیری کاسته می شود .
فرار کودکان از خانه و نامیدی رخت بر می بندد و تلاش برای رفع مشکلات دو چندان می شود . ارد بزرگ چه زیبا و بجا گفته اند که : آنکه شادی را پاک می کند ، روان آدمیان را به بند کشیده است .
شادی هدیه ایی در ذات بشر است می توان آن را نادیده گرفت و به همه چیز رنگ سیاهی زد ! و می توان آن را دید و طعم واقعی زندگی را چشید .

نکته ها

مي توان حقيقتي را دوست نداشت، اما نمي توان منكر آن شد.از تمام صفاتي که براي پرورش جان و جسم شما سودمند است هيچ يک به سودمندي تصميم و اراده نيست .شکوه دنيوي همچون دايره‌اي است بر سطح آب که لحظه به لحظه به بزرگي آن افزوده مي‌شود و سپس در نهايت بزرگي هيچ مي‌‌شود .کسي که براي خود احترام قائل است، از گزند ديگران در امان است. او لباسی  بر بدن دارد که کسي را ياراي پاره کردن آن نيست. اگر قدرت نداريد که با نيروي خود مشکل ها را در هم بشکنيد لااقل مرد باشيد که در برابر حوادث بايستيد اگر از خطاهاي خود درس نگيريم ، ممكن است در آينده نيز آنهارا تكرار كنيم از اين نکته مشوق تر نمي توان که بشر داراي داراي قدرت انکار ناپذيري است که مي تواند با يک مجاهدت آزادي زندگي خود را اعتلا دهد اگر کسي در جهت رويا و تخيل هاي خويش راه برود و کوشش کند و آن زندگاني اي را که در عالم خيال براي خود مجسم کرده است فراهم سازد با موفقيتي که در لحظه هاي عادي غير منتظره است مواجه خواهد شد.

اینهم قسمتی از قصه های دلتنگی من است

مردن پایان زندگی کبوتر نیست بلکه افتادن برگیست دراوج جلوه گری از درخت زندگی در گذر پاییز عمر و ماشاهد تماشای زیبای ان هستیم .هنگامی که رقص برگ در وزش با د پاییزی می بینیم وهنگامی که خسته باگامهای خودمان انرا له میکنیم وصدای خشخش له شدن اندامش ر احس نکرده وهیچوقت انرا نمی فهمیم.

 و راحت ازکنارش عبور می کنیم ایاشده لحظه ای تامل کنیم .هیچوقت شده برای یک لحظه هم که شده بیاستیم ونگاهی به لحظه های گذشته داشته باشیم وبرای انچه از دست داده ایم حسرت بخوریم. نمیدانم دارم چه میگویم وچه مینویسم شاید به خودم میاندیشم بالحظه ها یی که هیچ وقت برایم تکرار نخواهند شد ومسیرست که دران قرارگرفته ای چه بخواهیم چه نخواهیم.

 عاقبت باید این مسیر پر از حادثه را پیمود وازان گذشت. رویاها و ارزوهایی که ما درسر داریم دیگر اثری نخواهد داشت چون ما نمیتوانیم سرنوشت تعیین شده خود را تغییر دهیم ونقشه اصلی راکس دیگری برایمان ترسیم میکند.

 اینهم قسمتی از قصه های دلتنگی ما ست.