چه کســی میــــداند که تو در پیــله تنــهایی خود تنهایی ؟
چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی ؟
پیله ات را بگشا ،
تو به انــدازه ی یک پروانه
زیبایی
......................................................................................
بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می زند
پس رونده باش
امید هیچ معجزه ای ز مرده نیست
پس زنده باش
................................................................................
اگر همه مشکلات مثل هم بودند
تصمیم گیری یک علم بود
نه یک هنر!
+ نوشته شده در جمعه یازدهم تیر ۱۳۸۹ ساعت 2:23 توسط رضا امامی
|
دوستان سلام :به وبلاگ من خوش امدید.سعی دارم بتوانم با یاری پروردگار گامی درجهت موفقیت شماعزیزان بردارم.